مستنفر

لغت نامه دهخدا

مستنفر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) رمنده.( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). آهو که رمیده باشد. ( ازاقرب الموارد ). نافر. هارب. رمو. نفور. منهزم. || آهو که رم داده شده باشد ( فعل آن لازم و متعدی است ). ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنفار شود.
مستنفر. [ م ُ ت َ ف َ ] ( ع ص ) آهو که رم داده شده باشد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنفار شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ فِ ) [ ع. ] (اِفا. ) رم کننده، رمنده. ج. مستنفرین.

فرهنگ عمید

رم کننده، رمنده.

ویکی واژه

رم کننده، رمنده.
مستنفرین.

جمله سازی با مستنفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس چه عزت باشدت ای نادره چون شدی تو حمر مستنفره

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز