مستفاد

لغت نامه دهخدا

مستفاد. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استفادة. فایده گرفته شده و آنچه بطریق فایده حاصل شده باشد. ( غیاث )( آنندراج ). فائده گرفته. سودبرده. منتفع گرفته شده. حاصل شده. رجوع به استفادة شود. || مقصود ومراد و خواهش. ( ناظم الاطباء ). مفاد. معنی. مدلول.
- مستفاد شدن؛ برآمدن: از این جمله چنین مستفاد میشود؛ چنین برمی آید.
- عقل مستفاد؛ عقل بالمستفاد. مرحله چهارم نفس انسانی. رجوع به عقل در همین لغت نامه شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع. ] (اِمف. ) استفاده شده، گرفته شده.

فرهنگ عمید

۱. استفاده شده، برگرفته.
۲. [قدیمی] به دست آمده، حاصل شده.

فرهنگ فارسی

استفاده شده، فائده گرفته شده، و آنچه که مفهوم ومعلوم شده
(اسم ) ۱- فایده گرفته شدهاستفاده شده ٠

ویکی واژه

استفاده شده، گرفته شده.

جمله سازی با مستفاد

💡 آنکه دانا گفت عقل مستفاد در حقیقت دان که بودش دل مراد

💡 انوار آن ز سایهٔ جود تو مستفاد و آثار این ز عادت خوب تو مستعار

💡 از معالی هست کردارت همیشه منتخب وز معانی هست گفتارت همیشه مستفاد

💡 مستفاد نظر تست بقای ارواح مستعار کرم تست نمای اجسام

💡 راه رو را سالک ره فکر اوست فکرتی کان مستفاد از ذکر اوست

💡 رحمتی در کمال بسط و سعت مستفاد از «و رحمتی و سعت »

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز