کلمهی «مستشرق» در فارسی به معنای دانشمند، محقق یا پژوهشگری است که به مطالعه، تحقیق و بررسی فرهنگ، تاریخ، زبانها و ادبیات شرق، بهویژه کشورهای آسیایی و خاورمیانه میپردازد. این واژه از ریشه «شرق» گرفته شده و در اصل به کسی اشاره دارد که دانش و تخصصش حول موضوعات مرتبط با شرق متمرکز است. مستشرقها معمولاً در زمینههای زبانشناسی، ادبیات، تاریخ، دین، هنر و فرهنگ کشورهای شرقی تحقیقات علمی انجام میدهند و آثار و متون این مناطق را تحلیل و ترجمه میکنند. گاهی واژهی «مستشرق» در زمینهی مطالعات غربی از شرق نیز به کار میرود، به ویژه وقتی پژوهشگران غربی به بررسی متون اسلامی، فارسی، عربی یا دیگر فرهنگهای آسیایی میپردازند. از نظر معنایی، «مستشرق» با واژههایی مانند «شرقشناس»، «کارشناس فرهنگهای شرقی» و «پژوهشگر شرق» هممعنی است و در حوزههای دانشگاهی، تاریخی و فرهنگی کاربرد گستردهای دارد.
مستشرق
لغت نامه دهخدا
مستشرق. [ م ُ ت َ رِ ]( ع ص ) روشن و تابان. ( غیاث ). || شرق شناس.خاورشناس. عالم و محقق و دانا به مسائل مشرق زمین.
فرهنگ معین
(مُ تَ رِ ) [ ع. ] (اِفا. ) شرق شناس. کارشناس.
فرهنگ عمید
کسی که آشنا و دانا به اوضاع و احوال ملل مشرق زمین است، خاورشناس.
فرهنگ فارسی
کسی که آشناودانابه اوضاع واحوال ملل مشرق زمین است، خاورشناس
( اسم ) عالم استشراق خاورشناس شرق شناس جمع مستشرقین.
جمله سازی با مستشرق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوز، مستشرق معروف هلندی، نیز سخن او را تأیید میکند و میگوید که مهمترین قومی که تغییر دین داد ایرانیانند؛ زیرا آنها بودند که اسلام را نیرومند و استوار کردند، نه عرب.
💡 آگوست فردیناند مایکل فان مهرن (زادهٔ ۶ آوریل ۱۸۲۲- درگذشتهٔ ۱۴ نوامبر ۱۹۰۷) مستشرق و لغتشناس اهل دانمارک بود که از ۱۸۵۴ تا ۱۸۹۸ استاد زبانهای سامی در دانشگاه کپنهاگ بود.