مرکز نیرو
مترادفها
کانون قدرت، مرکز قدرت
فرهنگستان زبان و ادب
{centre of force} [فیزیک] نقطه ای که نیروی مرکزی در جهت نزدیک شدن به آن یا دور شدن از آن است
ویکی واژه
نقطهای که نیروی مرکزی در جهت نزدیک شدن به آن یا دور شدن از آن است.
جمله سازی با مرکز نیرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیویس به فعالیتهای سیاسیاجتماعی خود ادامه داد. وی چندین کتاب نیز نوشتهاست. توجه فعلی فعالیتهای وی وضعیت زندانها در آمریکاست. دیویس خود را خواهان از میان رفتن زندانّ، و نه اصلاح آن میداند. دیویس از سیستم زندانّهای آمریکا به عنوان «مجموعه صنایع زندان» نام میبرد. او خواهان تمرکز نیروهای اجتماعی بر آموزش و تشکیل «جمعیتهای متعهد» برای حل مشکلات متعددی است که اکنون از طریق مجازات دولتی با آنها برخورد میشود.
💡 در این سیستم پیچیده الکتریکی، مدیریت مرکز نیرو و توزیع مناسب جریان برق برای جلوگیری از نوسانات خطرناک و آسیب به دستگاهها بسیار حیاتی است.
💡 سیاستمداران معتقدند که کنترل مرکز نیرو در کشورهای منطقه، کلید اصلی برای حفظ ثبات سیاسی و اعمال نفوذ در معادلات بینالمللی و جهانی است.
💡 مهندسان برای طراحی بهینه موتور، باید دقیقاً محل قرارگیری مرکز نیرو را در ساختار بدنه تعیین کنند تا تعادل و پایداری سیستم حفظ شود.