مرکز کوبش

مترادف‌ها

محل برخورد

فرهنگستان زبان و ادب

{centre of percussion} [فیزیک] نقطه ای از جسم که براثر ضربۀ وارد بر جسم در نقطه ای دیگر، جسم حول آن می چرخد

ویکی واژه

نقطه‏ای از جسم که براثر ضربۀ وارد بر جسم در نقطه‏ای دیگر، جسم حول آن می‌چرخد.

جمله سازی با مرکز کوبش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یارب به کام ورای تو بادا مدام چرخ چندانکه گرد مرکز خاکی مدار اوست

💡 خبر ز گردش پرگار می دهد مرکز دلیل رفتن دلهاست آرمیدن چشم

💡 وز این سو من و تو به جنگ اندریم بدین مرکز نام و ننگ اندریم

💡 مرکز پرگار حیرانی است در آغوش گل شبنمی کز آفتاب عالم آرا غافل است

💡 نیست از ذره من بر دل گردون باری مرکز این دایره را تنگ نمی گرداند

💡 مرکز شود ز تنگی دل در نظر مرا خود را اگر به دایره لامکان کشم

💡 در فیزیک مکانیک، مرکز کوبش نقطه‌ای است که اگر ضربه‌ای به آن وارد شود، کمترین میزان لرزش و چرخش در بدنه جسم ایجاد می‌گردد.

💡 اگر چکش دقیقاً به مرکز کوبش وارد نشود، انرژی ضربه به جای انتقال مستقیم، صرف ایجاد گشتاور و چرخش ناخواسته در ابزار یا قطعه می‌شود.

💡 برای بهینه‌سازی عملکرد ابزارهای صنعتی، طراحان باید محل دقیق مرکز کوبش را در طول فرآیند ساخت و تولید با دقت بسیار بالا مشخص کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران