مرموز به معنای پنهان و رازآلود است و به حالتی اشاره دارد که چیزی به طور واضح و روشن قابل درک نیست. این واژه برای توصیف اشیاء، افراد یا موقعیتهایی به کار میرود که در آنها نوعی ابهام یا راز وجود دارد. به عنوان مثال، وقتی میگوییم این داستان مرموز است، به این معناست که جزئیات آن به طور کامل مشخص نیست و ممکن است سوالات زیادی را در ذهن خواننده ایجاد کند. مرموز بودن میتواند جذابیت خاصی داشته باشد و کنجکاوی افراد را برانگیزد. بسیاری از داستانها و فیلمها از این ویژگی برای جلب توجه مخاطبان استفاده میکنند. این واژه همچنین میتواند به شخصیتهای خاصی اشاره کند که رفتار یا انگیزههای آنها برای دیگران قابل فهم نیست.
مرموز
لغت نامه دهخدا
مرموز. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رمز. رجوع به رمز شود. بیان شده به رمز. ( ناظم الاطباء ). به رمز. دارای رمز: وی بر این سخن مرموز آن خواست که پدر با امیر ماضی ملک خراسان به مرو یافت که سامانیان را بزد و خراسان از دست ما اینجا بشد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 653 ).
رقمهایی که مرموز است اندر خرقه از بخیه
رقوم لوح محفوظ است اگر خوانی به ایقانش.خاقانی.نامبردار شرق و غرب توئی
که حدیثت چو غیب مرموز است.خاقانی.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) رمزدار، پوشیده.
فرهنگ عمید
رمزدار، پوشیده، مبهم.
فرهنگ فارسی
رمزدار، پوشیده، چیزی که بین دونفربه اشاره معین شده باشد
( اسم ) چیزی و مطلبی که در آن رمزی باشد پوشیده: و سخنها آورده است مرموز ومثلها بالفاظ فصیح و عجیب که مردم بر آن واقف نمی شوند.
ویکی واژه
misterioso
رمزدار، پوشیده.
جمله سازی با مرموز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر یاری درافتد محرم راز که مرموزی توان گفتن بدو باز
💡 چو ناگفته به پیش روح پیداست چو پوشیده شود بر روح مرموز
💡 مرموز به شیخ کرد اشارت کالّا درِ او دگر پناهی
💡 فیلم در مورد بازرس هری کالاهان و شریک جدیدش ال کوان است که دربارهٔ مرگ مرموز یک ستاره راک بر اثر تیراندازی تحقیق میکنند. اما هری کالاهان به زودی متوجه میشود که مرگ این فرد مشهور اتفاقی نبوده و خود او نیز در فهرست اهداف بعدی این قاتل قرار دارد و…
💡 افسانه بود معنی دیدار که دادند در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ
💡 نام بردار شرق و غرب تویی که حدیثت چو غیب مرموز است