مرجوع به معنای بازگرداندن کالا یا خدمات به فروشنده یا ارائهدهنده است. این واژه معمولاً در زمینه تجارت و خرید و فروش کالاها به کار میرود. زمانی که مشتری از خرید خود راضی نیست یا کالای خریداری شده معیوب است، میتواند اقدام به مرجوع کردن کالا کند. این فرآیند به مشتریان این امکان را میدهد تا از حقوق خود در برابر کالاهای نامناسب یا نادرست استفاده کنند. شرایط آن کالا بسته به سیاستهای هر فروشگاه متفاوت است. عموماً، کالا باید در وضعیت اصلی خود، بدون آسیب و در بستهبندی اصلی باشد. همچنین، برخی فروشگاهها مدت زمان خاصی را برای مرجوع کردن کالا تعیین میکنند. بهعلاوه، برخی کالاها مانند محصولات بهداشتی و غذایی ممکن است به دلیل مسائل بهداشتی قابل مرجوع کردن نباشند.
مرجوع
لغت نامه دهخدا
مرجوع. [ م َ ] ( ع ص ) بازگردانیده. برگردیده. ( آنندراج ). بازگشت داده شده. برگردانده شده. نعت مفعولی است از رجع. رجوع به رجع شود. || بازخوانده شده. رجوع به معنی قبلی شود. رجوع شده. ( ناظم الاطباء ). ارجاع شده. محول. حواله شده.
- مرجوع الیه؛ محل مراجعه: مرجوع الیه در مهمات دولت و موثوق به در رای و تدبیر و تقدیم و تأخیر. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 386 ).
|| ( اِ ) جواب خط. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پاسخ نامه. رجعة. رجع. رجعان. رجعی. رجوعة. مرجوعة. ( از متن اللغة ).گویند: ماکان من مرجوع فلان علیک؛ أی من مردوده و جوابه. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) بازگشت شده.
فرهنگ عمید
بازگشت داده شده، رجوع داده شده.
فرهنگ فارسی
بازگشت شده، رجوع شده، جواب نامه، مرجوعه هم میگویند، مراجیع جمع
( اسم ) ۱- بازگردانیده بازگشت کرده. ۲- رجوع شده.
ویکی واژه
بازگشت شده.
جمله سازی با مرجوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای بتو مرجوع حساب وجود وی بتو مختوم کتاب وجود
💡 مجموعهٔ کل صفات آدم مرجوع جمیع ذات آدم