مرتضوی

لغت نامه دهخدا

مرتضوی. [ م ُ ت َ ض َ وی ی / م ُ ت َ ض َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مرتضی. || منسوب به امیرالمؤمنین مرتضی علی. سید از نسل علی بن ابی طالب.

فرهنگ معین

(مُ تَ ضَ ) (ص نسب ) ۱ - منسوب به مرتضی (عموماً ). ۲ - منسوب به مرتضی علی (ع ).

فرهنگ عمید

از اولاد علی بن ابی طالب.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- منسوب به مرتضی ( عموما ). ۲- منسوب به مرتضی ( علی ) ع: سادات مرتضوی.

جمله سازی با مرتضوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گیسوان خم ابروی آن بت علوی چو در میانهٔ کفّار تیغ مرتضوی

💡 ۲- ترجمه احمد غفاری مازندرانی که توسط انتشارات مرتضوی در سال ۱۳۷۱ هجری خورشیدی به چاپ رسیده‌است.

💡 ای مصطفوی نام که از مرتضوی جام سرمست شرافت ز حسین و حسنی تو

💡 انجم کلام مرتضوی راز راه یمن برگرد این رواق مدوّر نوشته اند

💡 حقیقت احدی در لباس مرتضوی به جلوه آمد و زد بر فراز عرش لوی

ترقی یعنی چه؟
ترقی یعنی چه؟
آباد یعنی چه؟
آباد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز