مربی فردی است که به دیگران دانش، مهارتها و تکنیکهای لازم را آموزش میدهد و آنها را در فرآیند یادگیری و پیشرفت هدایت میکند.
در ورزش، مربی مسئول آموزش تکنیکها، استراتژیها و تمرینات لازم برای بهبود عملکرد ورزشکاران است. او همچنین نقش انگیزشی و حمایتی برای تیم یا ورزشکاران دارد. در مدارس و موسسات آموزشی، مربی میتواند به عنوان معلم یا استاد باشد که به دانشآموزان یا دانشجویان در یادگیری موضوعات مختلف کمک میکند. در محیطهای کاری، مربی میتواند به عنوان مشاور یا راهنما برای توسعه مهارتهای شغلی و حرفهای کارکنان عمل کند.
مربی باید دارای دانش و تجربه کافی در زمینهای که آموزش میدهد باشد و توانایی برقراری ارتباط مؤثر با شاگردان و انتقال اطلاعات به شیوهای قابل فهم را داشته باشد.
مربی. [ م َ با ] ( ع اِ ) جائی که در آن تربیت می کنند و می پرورانند. ( ناظم الاطباء ). پرورشگاه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
مربی. [ م ُ ] ( ع ص )آن که به بیشی خرید نماید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). من یأتی الرباء. ( متن اللغة ). || نعت فاعلی است از ارباء. ( متن اللغة ). رجوع به ارباء شود.
مربی. [ م ُ رَب ْ با ] ( ع ص، اِ ) پرورده. ( مهذب الاسماء ). تربیت کرده شده. پرورده شده. ( غیاث اللغات ). پروریده. تربیت کرده. برآمده. برآورده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). نعت مفعولی است از تربیت به معنی پروردن. رجوع به تربیت شود. || به رب پرورده. ( منتهی الارب ). عمل آورده با رب. ( از متن اللغة ). در شکر و عسل و غیره بعمل آورده. مربب. انبجات. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آنچه از قسم میوه در شیره قند پرورده کنند. ( غیاث اللغات ). مُربّا. رجوع به مربا شود.
مربی. [ م ُ رَب ْ بی ] ( ع ص ) پرورنده. تربیت کننده. پرورش دهنده: مربی الفضلا محب الاتقیا. ( گلستان ). یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را میگفت. ( گلستان ).
دگر مربی اسلام شیخ مجدالدین
که قاضییی به از او آسمان ندارد یاد.حافظ.|| آموزگار. استاد. پرورشگر. معلم. که عهده دار تعلیم و تربیت دیگران است: ناچار به خلاف رأی مربی قدمی برفتمی و از سماع حظی برگرفتمی. ( گلستان ). || مرباسازنده. ( ناظم الاطباء ).
مربی. [ م َ بی ی ] ( ع ص ) پرورش داده شده و پرورده شده و افزون شده. ( ناظم الاطباء ).
(مُ رَ بّ ) [ ع. ] (اِفا. ) پرورش دهنده.
(مُ رَ ب با ) [ ع. ] (اِمف. ) تربیت شده.
تربیت کننده، پرورش دهنده، پرورنده.
تربیت کننده، پرورش دهنده، پرورنده
( اسم ) پرورش دهنده تربیت کننده: دگر مربی اسلام شیخ مجدالدین که قاضیی به از و آسمان ندارد یاد. ( حافظ )
پرورنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مربی نفس کلی را روان از فیض او کامل مقوی عقل جزویرا، روان از نور او بینا
💡 ای سیدا مربی عالی طلب نمای نیک و بدی که هست به ارباب می خورد
💡 یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همیگفت: ای پسر! چندان که تعلق خاطر آدمیزاد به روزیست اگر به روزیده بودی به مقام از ملائکه درگذشتی.
💡 آندری پیاتنیتسکی (روسی: Андре́й Влади́мирович Пя́тницкий؛ زادهٔ ۲۷ سپتامبر ۱۹۶۷) بازیکن سابق و مربی فوتبال اهل روسیه است.