مدیه

لغت نامه دهخدا

( مدیة ) مدیة. [ م َدْ / م ُدْ / م ِدْ ی َ ] ( ع اِ ) دشنه. ( منتهی الارب ). شفره. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). سکین. ( متن اللغة ). ج، مَدی ̍، مُدی ̍، مِدی ̍، مُدیات، مُدَیات. || قبضه کمان. ( منتهی الارب ): مدیةالقوس؛ کبدها. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شفره

ویکی واژه

مَدیه
مِدیه
احتمال حضور قریب‌الوقوع کسی یا کسانی از مردم مَد یا ماد. مدیه ممکن است به دو بخش مَد - ئیه قابل تجزیه باشد و اصطلاحاتی چون مده، مدی، مدیو، مادیو گونه متعدد تلفظ این واژه است.
تلفظ یونانی مَدیه، که اشاره به قوم آریایی ماد دارد.

جمله سازی با مدیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدیه نام استان بیست‌وششم از استان‌های کشور الجزایر است.

💡 احمدیه، یک آبادی از توابع بخش گلباف، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.

💡 احمدیه، یک آبادی از توابع بخش راین، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.

💡 تعداد مسلمانان در جزایر سلیمان حدود ۳۵۰ نفر تخمین زده شده‌است که برخی از آنان از پیروان فرقه محمدیه هستند.

💡 العیساویة (به عربی: العیساویة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان مدیه واقع شده‌است.

💡 بهاران سوی مدیه آمد دمان که تا خود به دارا سر آرد زمان

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز