مدفن

لغت نامه دهخدا

مدفن. [ م َ ف َ ] ( ع اِ ) جای دفن. محل گور. ( ناظم الاطباء ). جائی که در آن دفن کرده اند کسی یا چیزی را. ( یادداشت مؤلف ). ج، مدافن: سلطان بفرمود تا در برابر مدفن مأمون درختها فروبردند و همه را بر درخت کشیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 406 ).
مدفن. [ م ُدْ دَ ف َ ] ( ع ص ) پوشیده شده. پنهان کرده. ( ناظم الاطباء ). مستور. ( ازاقرب الموارد ): اِدَّفَنَه ُ؛ دفنه. ( از متن اللغة ).
مدفن. [ م ُدْ دَ ف ِ ] ( ع ص ) پوشاننده. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی است از ادفان. رجوع به ادفان شود. || بنده ای که پنهان شود از آقای خود بخصوص از ترس فروختن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ادفان و نیز رجوع به دفون شود.

فرهنگ معین

(مَ فَ ) [ ع. ] (اِ. ) گور، جای دفن.

فرهنگ عمید

جای دفن کردن، محل دفن.

فرهنگ فارسی

جای دفن کردن، محل دفن
( اسم ) جای دفن کردن محل دفن.
پوشاننده

ویکی واژه

گور، جای دفن.

جمله سازی با مدفن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا کی عذاب قبر پیش آید دران مدفن مرا

💡 خاک مشهد نشد ار مدفن او، این حسرت دارد اجری که بصد فیض برابر گردد

💡 جان من تا بقیامت نبرم نام حیات گر پس از مرگ مرا کوی تو مدفن باشد

💡 بوترابت نام وتا شد مدفنت خاک نجف ذکر عرش و فرش شد یا لیتنی کنت تراب

💡 سایند سروران جهان جبههٔ نیاز بر درگهی که مدفن آن پاک گوهر است

💡 همچنین مدفن شاعر مشهور عارف قزوینی در مجاورت بنای این آرامگاه است.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز