مخرب. [ م ُ رِ ]( ع ص ) ناآباد گرداننده و ویران کننده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آنکه ویران می کند و ناآبادان می نماید. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اخراب شود.
مخرب.[ م ُ خ َرْ رِ ] ( ع ص ) ویران کننده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خراب کننده و ویران نماینده و ناآباد کننده. ویران کننده خانه. و بر باد دهنده وپایمال کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تخریب شود.
مخرب. [ م ُ خ َرْ رَ ] ( ع ص ) شکافته گوش وسوراخ کرده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
(مُ خَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) ویران کننده.
خراب کننده، ویران کننده.
خراب کننده، ویران کننده
( اسم ) خراب کننده ویران کننده جمع: مخربین.
شکافته گوش و سوراخ کرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای ظلم تو مخرب ملک یزیدیان لاف از علی مزن که یزید دوم تویی
💡 ایا مخرب بنیان سلطنت که به دهر نباشد از تو دلی خرم و تنی خشنود
💡 به هر طریق که دانی بگیر حکمی از او که ای مخرب خفرک فلان سنجرلو
💡 فناکننده شیطان کشنده دجال مخرب بلد کفر و شرک و بغضی و ضلال
💡 که آن مخرب اخلاق و رهزن دین است نخست موعظه پیر میفروش این است