مختبر. [ م ُ ت َ ب ِ] ( ع ص ) کارآزموده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
مختبر. [ م ُ ت َ ب َ ] ( ع ص ) آزموده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اختبار و ماده قبل شود. || آگاهی به چیزی.( آنندراج ). و رجوع به اختبار شود. || پرگوشت. جمل مختبر؛ کثیراللحم. ( از ذیل اقرب الموارد ).
(مُ تَ بَ ) [ ع. ] (اِمف. )۱ - آزموده، امتحان کرده. ۲ - آگاهی یافته، خبردار.
( اسم ) ۱ - آزماینده امتحان کننده. ۲ - آگاهی یابنده خبردار شونده.
آزموده، امتحان کرده.
آگاهی یافته، خبردار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد مرسل سریست بسرحد کمال اختبار ای خردت راهبر مختبران
💡 «إِنَّ فِی ذلِکَ» الّذی ذکرت من امر نوح و السفنیة و اهلاک الاعداء، «لَآیاتٍ» ای لعبرا و دلالات علی قدرتنا، «وَ إِنْ کُنَّا» یعنی و ما کنّا، و قیل و قد کنّا، «لَمُبْتَلِینَ» ای مختبرین طاعتهم بارسال نوح الیهم.
💡 گر شدی از جنت او مختبر رو بخوان عند ملیک مقتدر