مادون

لغت نامه دهخدا

مادون. ( ع ص مرکب ) ماسوا و فروتر و پائین تر. ( ناظم الاطباء ). ماسوا و بمعنی فروتر نیز آمده. ( غیاث ) ( آنندراج ). زیردست، مقابل مافوق.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). از ما ( آنچه ) + دون ( فرودتر ) آنچه فروتر است. آنچه فرود است:
جمله بر خودحرام کرده بدی
هرچه مادون کردگار عظیم.ناصرخسرو.آنکه کشتستم پی مادون من
می نداندکه نخسبد خون من.مولوی.|| ( اصطلاح اداری ) به کارمندانی اطلاق می شود که در حوزه کار و اداره نسبت به فرد یا افراد دیگر شغل و درجه فرودتر و حقیرتر داشته باشند. آن افراد را نسبت به اینان مافوق گویند. از این روی ممکن است کسی مافوق عده ای و مادون عده ای دیگر باشد.

فرهنگ معین

[ ع. ] (ق. ) فروتر، پایین تر.

فرهنگ عمید

آنچه پایین چیز دیگر قرار دارد، زیردست، پست تر، پایین تر.

فرهنگ فارسی

زیردست، پست تر، پایین تر، آنچه پایین چیزدیگرقراردارد
۱- زیردست مقابل مافوق. یا مادون. زیردست پایین

ویکی واژه

فروتر، پایین

جمله سازی با مادون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لنگری از گنج مادون بسته‌ای بر پای جان تا فروتر می‌روی هر روز با قارون خویش

💡 و گفت: آتش است در سینه و دل عاشقان مشتعل گردد و هرچه مادون الله است همه را بسوزاند و خاکستر می‌کند.

💡 چنان چون دوست داری تو خداوندان دانش را ندارد هیچ شاعر دوست داعی را و مادون را

💡 احمد رضا مادونی (عربی: أحمد رضا مادوني؛ زادهٔ ۴ اکتبر ۱۹۸۰) بازیکن فوتبال اهل الجزایر بود.

💡 آمادونی کمالوف (تاجیکی: Амадони Камолов؛ زادهٔ ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۰۳) بازیکن فوتبال اهل تاجیکستان است.

💡 دانم که نمی‌داند مفروغ ز مستأنف گر معرفتی داری مافوق که مادون که

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز