محنت کشیدن

لغت نامه دهخدا

محنت کشیدن. [ م ِ ن َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) به رنج بودن. سختی کشیدن. تحمل درد و اندوه و غم کردن: بیچاره متحیر بماند و روزی دو بلا و محنت کشید. ( گلستان ).

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) رنج بردن، زحمت کشیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تحمل رنج و مشقت کردن.

ویکی واژه

رنج بردن، زحمت کشیدن.

جمله سازی با محنت کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از چندان پریشانی و محنت کشیدن رنج ناکامی و غربت

💡 محنت کشیدن خوش بود لیک از برای یار بود بی عاقبت باشد که رنج از بهر دنیا می برد

💡 خواهرش زینب ز هجرش گشت با اندوه جفت با وجود آنکه در محنت کشیدن بود طاق

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز