محاکم

مترادف‌ها

دادگاه‌ها

لغت نامه دهخدا

محاکم. [ م َ ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ محکمة. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دادگاهها. رجوع به محکمه شود.
- محاکم جزائی. رجوع به محکمه جزائی شود.
- محاکم شرع؛ محاضر شرع. رجوع به محکمه شرع شود.
- محاکم مدنی؛ مجموعه محکمه های شهرستان و استان و دیوان کشور.

فرهنگ معین

(مَ کِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ محکمه، دادگاه ها.

فرهنگ عمید

= محکمه

فرهنگ فارسی

جمع محکمه
(اسم ) جمع محکمه. یا محاکم جزائی عادی. محکمه هایی است که صلاحیت رسیدگی بهر نوع جرم را دارند مگر آنچه که قانون مستثنی کرده. یا محاکم مدنی. عبارتست از مجموع. محاکم شهرستان و استان و دیوان کشور.

جمله سازی با محاکم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بهمن هاشمی به واسطه بازی در سریال محاکمه (مجموعه تلویزیونی) به کارگردانی حسن هدایت سابقه بازیگری نیز دارد؛ او هم‌اکنون اجرای برنامه میدون از شبکه سه را بر عهده دارد.

💡 ویژه در عدلیه کز داد علاء الملک راد وارهید از بند بیداد محاکم دادخواه

💡 چگونه داند کار محاکمت پرداخت چسان تواند گلزار معدلت پیر است

💡 بکاسه لیس خبر ده که در محاکم عدل ز سنگ ظلم شکسته تغار و ریخته ماست

💡 بگفتم این و از اینجا دوان دوان رفتم سوی محاکم دیگر که در میان سراست

💡 از عهد انبیای سلف تا بانتهی بر جمله ی ادله ی ادیان محاکمست

💡 وکلا و حقوقدانان باید با دقت بسیار بالا، تمامی مدارک و مستندات لازم را برای ارائه در محاکم قضایی و رسیدگی به پرونده‌ها آماده کنند.

💡 تصمیمات صادر شده توسط محاکم عالی کشور، بر روند اجرای قوانین و عدالت در تمام لایه‌های مختلف جامعه و ساختارهای سیاسی تأثیرگذار خواهد بود.

💡 برای رسیدگی به دعاوی حقوقی و حل اختلافات میان طرفین، مراجعه به محاکم مختص و مجاز تنها راه قانونی و معتبر برای کسب حق است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران