متکسر

متضادها

سالم، استوار

لغت نامه دهخدا

متکسر. [ م ُ ت َ ک َس ْ س ِ ] ( ع ص ) شکننده و شکسته شونده. ( آنندراج ) ( غیاث ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شکسته شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکسر شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ کَ سِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) شکسته شونده.

فرهنگ عمید

شکسته.

جمله سازی با متکسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فدای خجسته وجودت شوم، مکرر قرب اندیش همایون شهود والا شده ام، و به حسرت بازگشته. امروز هم به دستور ایام گذشته تقرب جستم. همقطاری میرزا ابراهیم گفت آن پاک وجود که بدو زنده ام و از دیربازش بر درگاه خداوندی بنده، متکسر المزاج است و بسیج اندیش درمان و علاج. هنگام دعای صحت است، نه ادعای صحبت، زاید الاوصافم از این قصه پر غصه تیمار رست و پراکندگی زاد، اینک در خواست شفا و سلامت شخص والا را صروف انگیز مسجد وقوف آرای محرابم. جز دعاگوئی از این پیر خسته و اسیر شکسته چه خیزد. کاش خاری که در راه والاست مرا در چشم خلد، تا گروهی سراری و خدم و انبوهی حواشی و حشم به فر سلامت ذات فرخ آسوده مانند، فرد:

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران