متوازن. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص )هم وزن و هم سنگ. ( ناظم الاطباء ). آنچه که هم وزن و معادل دیگری باشد. هم وزن. هم سنگ. ( فرهنگ فارسی معین ).
- سجع متوازن؛ سجعی باشد که درآن موازنه ملحوظ شود. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). چنان است که کلمات فقط در وزن یکی باشد. مانند: «بحری است مواج و شخصی نقاد» در این مثال بحر با شخص و مواج با نقاد سجع متوازن است. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به سجع شود.
(مُ تَ زِ ) [ ع. ] (اِفا. ) هم وزن، برابر.
چیزی که با چیز دیگر هم وزن و برابر باشد، هم وزن، هم سنگ.
هموزن، همسنگ، چیزی که باچیزدیگرهموزن وبرابرباشد
( اسم ) آنچه که هم وزن و معادل دیگری باشد هم وزن هم سنگ.
[زبان شناسی] ← دوتایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهداف این سازمان مواردی همچون تقویت رشد پایدار و توسعه متوازن در منطقه و بین اعضای اتحادیه، تمرکز بر آن حوزه از همکاریهای اقتصادی که حداکثر فرصتها را برای منافع مشترک و منافع متقابل فراهم میکند و گسترش آزادسازی تجاری و حذف موانع موجود بر سر راه جریانهای تجارت، سرمایه و فناوری در منطقه اقیانوس هند اعلام شدهاست.
💡 ورودی وجود دارد. در بهترین حالت میتوان نوع تابع (ثابت یا متوازن) را با دو پرسش به دست آورد (در حالتی که خروجیها برابر نباشند تابع قطعاً ثابت نخواهد بود) و در بدترین حالت نیاز به مطرح کردن
💡 «در این تظاهرات هیچ نیروی متوازنکننده که بتواند نقش واسطه را میان معترضان و حکومت بازی کند وجود نداشته و بنابراین معترضان در وسط خیابان تصمیم میگیرند که چه شعاری بدهند و تا کجا پیشروی کنند.» بعضی از دیدگاهها بیان میکنند که «دغدغههای اصلی تظاهرکنندگان مشکلات روزمرهٔ اقتصادی است» اما بنظر میرسد از نظر برخی تظاهرکنندگان «کوچکترین مسائل هم در چارچوب تنگ سیاسی نظام حاکم قابل حل نیستند.»
💡 توابع اول و چهارم از لیست بالا یک خروجی برای همه ورودیها دارند و تابع ثابت خوانده میشوند. توابع دوم و سوم از لیست بالا تابع متوازن خوانده میشوند زیرا خروجی برای نیمی از وردیها صفر و برای نیمی دیگر یک است. سؤالی که در الگوریتم دویچ مطرح میشود این است که یک تابع چند بار باید ارزیابی شود تا بفهمیم ثابت است یا متوازن؟
💡 بسط سریع و نامتوازن ستانده، مخصوصاً بین بخشهای کشاورزی و صنعتی، به افزایش قابل توجه میزان مهاجرت از نواحی روستایی به شهری شد. درجه شهری بودن از ۳۱ درصد در سال ۱۹۵۶ به ۴۹ درصد در سال ۱۹۷۸ رسید. تخمین زده میشود که مهاجران روستایی ۴۴ درصد از افزایش جمعیت شهری بین ۱۹۵۶ و ۱۹۶۶ به خود اختصاص دادند که در دهه ۱۹۶۷–۷۶ به ۵۰ درصد رسید.