متم. [ م ُ ت َم م ] ( ع اِ ) جای انقطاع رگ ناف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ). || آنچه افزون از پیمانه باشد. || برکت. ( ناظم الاطباء ). || بدر و ماه تمام. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ).
متم. [ م ُ ت ِم م ] ( ع ص ) تمام کننده. ( ازمنتهی الارب ) ( آنندراج ). تمام کننده و کامل کننده. ( ناظم الاطباء ): یریدون لیطفؤ انوراﷲ با فواههم واﷲ متم نوره ولو کره الکافرون. ( قرآن 8/61 ). || زنی که نزدیک رسد ایام زادن او. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). زنی که ایام زادن وی نزدیک باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ).
(مُ تِ مّ ) [ ع. ] (اِفا. ) تمام کننده، کامل کننده.
آنچه موجب تکمیل چیز دیگر می شود، تمام کننده.
( اسم ) تمام کننده کامل کننده.
جای انقطاع رگ ناف
[ویکی الکتاب] معنی مُتِمُّ: تمام کننده - کامل کننده
معنی مُّتُّمْ: مُردید
ریشه کلمه:
تمم (۲۲ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خم شده قامتم از بار غمت چون محراب بهر پرسیدنم از بهر خدا می آیی
💡 حال بیا رام شو بدون گفت و شنید که قامتم چون هلال ز ابروانت خمید
💡 گر به قیامتم عمل زشت بود سزای آن آتش دوزخم بده باز ستان جداییت
💡 قامتم چوگان سرم گوی است در میدان عشق تا سوار شوخ من با گوی و چوگان خو گرفت
💡 حزین آزادی از بام فلک دارد سبک دوشم غلام همتم، در بندگی اقرار می آرم
💡 منم که جز بجمال تو همتم هرگز بر آفتاب فلک چشم مهر نگشاده