متعلقه
متعلقه به معنای چیزی است که به یک چیز دیگر مربوط میشود یا به آن تعلق دارد. این واژه برای اشاره به افراد، اشیاء، حقوق، یا مفاهیمی به کار میرود که به یک شخص، گروه، یا موضوع خاص مربوط میشوند.
جزئیات بیشتر:
کاربرد در زبان فارسی: واژه متعلقه به عنوان اصطلاحی برای اشاره به همسر یا زن متعلق به یک مرد استفاده میشود. این کاربرد در زمینههای مربوط به ازدواج، حقوق خانواده و مسائل مربوط به ارث و مالکیت به کار میرود.
متعلقه به یک ملک یا دارایی: به اشیاء، حقوق یا ویژگیهایی اشاره دارد که به یک ملک خاص تعلق دارند. مثلاً، در یک قرارداد فروش، متعلقات ملک ممکن است شامل ساختمان، زمین و تجهیزات موجود در آن باشد.
در علم و تحقیق: به مفاهیم، دادهها یا نتایج تحقیقاتی اشاره دارد که به یک نظریه خاص مرتبط هستند. برای مثال، متعلقات یک نظریه علمی میتواند شامل فرضیات، نتایج تجربی و کاربردهای آن نظریه باشد.
در فرهنگ و اجتماع: به عناصری اشاره دارد که به یک فرهنگ خاص تعلق دارند، مانند آداب و رسوم، زبان، هنر و تاریخ. این متعلقات میتوانند نشاندهنده هویت یک گروه یا جامعه باشند.
مترادفها
وابسته، مرتبط، مربوط
متضادها
مستقل، نامربوط
لغت نامه دهخدا
متعلقه. [ م ُ ت َ ع َل ْ ل ِ ق َ ] ( ع ص، اِ ) زن شخص.( ناظم الاطباء ): بابا پیروک و متعلقه اش ویلان و سرگردان سیر بیابانها همی کردند. ( ولنگاری، قضیه نمک ترکی، صادق هدایت چ چهارم امیرکبیر، ص 169 ).
فرهنگ معین
(مُ تَ عَ لِّ قِ ) [ ع. ] (اِفا. ) عیال، همسر.
فرهنگ عمید
۱. = متعلق
۲. (اسم، صفت ) همسر مرد، عیال، زوجه.
فرهنگ فارسی
مونث متعلق، عیال، زوجه، زن شخص
( اسم ) مونث متعلق: ۲ - زن شخص زوجه: بابا پیروک و متعلقه اش ( آدم و حوا ) ویلان و سرگردان سیر بیابانها همی کنند. جمع: متعلقات.
جمله سازی با متعلقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و چنانکه اشاره شد مطلق علم و یقین خواه در اموری که متعلقه به دین باشد یا غیر دین، شخص نفس انسانی را کمال، و شاهد روح را حسن و جمال است، و وصول به سعادات را باعث و دخول در خیل مجردات را مورث است
💡 و اما انواع صفات رذیله متعلقه به قوه غضبیه بسیار است.