متد

لغت نامه دهخدا

متد. [ م ِ ت ُ ] ( فرانسوی، اِ ) روش. شیوه. آئین. سبک. اسلوب. طریقه. فرهنگستان ایران «روش » را بجای این کلمه پذیرفته است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران و متدلژی شود.

فرهنگ معین

(مِ تُ ) [ فر. ] (اِ. ) روش، قاعده.

فرهنگ عمید

قاعده، روش، رویه، اسلوب.

فرهنگ فارسی

دستور، قاعده، روش، رویه، اسلوب
( اسم ) روش اسلوب طریقه.

فرهنگستان زبان و ادب

{PBX} [مهندسی مخابرات] ← مرکز تلفن داخلی

ویکی واژه

metodo
روش، قاعده.

جمله سازی با متد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باد تا هستی‌ست بر لشکر گه گیتی محیط ظل ممتد لوای همت عباس بیگ

💡 از حرص، کار نفس به طول امل کشد این مور از امتداد زمان مار می‌شود

💡 کی ز امتداد روز قیامت حذر کند هر کس که در فراق شبی را سحر کند

💡 ندارد امتداد افغان جان دردمند ما بود مد نگاه برق فریاد سپند ما

💡 بحران اگر امتداد یابد چندی حال تو و من بدتر ازین خواهد بود

💡 نامه ی دوران که تاریخ دوام عمر تست ز امتداد دول باقیت عنوان یافته

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز