ماماچه

لغت نامه دهخدا

ماماچه. [ چ َ چ ِ/ ماچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مادر کوچک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ماماجه. ( آنندراج ). قابله. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). قابله و آن زنی است که اطفال را در وقت زاییدن گیرد. و رجوع به ماما شود. || دختر یا زنی که بیش از حد و سن خویش در امور مداخله کند. دختری نارسیده که گفتار ورفتاری نامطبوع به تقلید زنان سالخورده دارد. دختری که بیش از حد سن خویش در کار مادر و کسان و خانه دخالت کند به ناشایست. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(چِ ) (اِ. ) قابله.

فرهنگ عمید

= ماما

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- مادر: گفت: ماما. درست شد دستم چون گل از دست دیگران رستم. ( هفت پیکر. چا. استانبول ۱۵۷ چا. ارمغان ۲. ) ۱۸۹ - کسی که زن حامله را در وضع حمل یاری کند وبچ. او را بگیرد قابله.

جمله سازی با ماماچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شتاب از پی پاس فرزند را بخواندند ماماچه ای چند را

💡 از مردن ماماچه و مشاطه ی این مرز کو ترک نما مادر گیتی ره و هر هفت

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز