مالک الرقاب
لغت نامه دهخدا
مالک الرقاب. [ ل ِ کُرْ رِ ] ( ع ص مرکب ) مالک رقاب:
بر اختیار بندگی مالک الرقاب
نصر من اﷲ آمد، فال من از کتاب.عثمان مختاری ( دیوان ص 21 ).از راه بِرّ و لطف تویی مالک القلوب
وز روی امر و نهی تویی مالک الرقاب.رشید وطواط.او مالک الرقاب دو گیتی و بر درش
در کهتری مشجره آورده انبیاء.خاقانی.رجوع به مالک رقاب شود.
فرهنگ معین
( ~. رِ ) [ ع. مالک الرقاب ] (ص مر. ) مهتر، سرور.
فرهنگ عمید
۱. مالک رقاب، صاحب و مالک گردن ها.
۲. [مجاز] بزرگ و صاحب اختیار مردم.
فرهنگ فارسی
مالک رقاب: از راه بر ولطف تویی مالک القلوب وز روی امر و نهی تویی مالک الرقاب. ( رشید وطواط )
مالک رقاب
ویکی واژه
مهتر، سرور.
جمله سازی با مالک الرقاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گردن بنه بطاعت ایشان که این گروه بر خلق عالمند ز حق مالک الرقاب
💡 همه جهان نشدندی اسیر منت او اگر نه منت او مالک الرقابستی
💡 او مالک الرقاب دو گیتی و بر درش در کهتری مشجره آورده انبیا
💡 به جیب کش سر دعوی که از رگ گردن نگشته است کسی مالک الرقاب سخن
💡 رای رفیع او چو رقیبی است مهربان بر تاج و تخت شاه جهان مالک الرقاب
💡 قطب ظفر مظفر دین خسروی که هست برروم وزنگ خنجراو مالک الرقاب