لغت نامه دهخدا
ماسلف. [ س َ ل َ ] ( ع اِ مرکب ) هرآنچه در پیش ذکر شده و یاد کرده شده باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به معنی دوم «ما» شود. || گذشته و ماسبق. ( آنندراج ). هرچیز گذشته. ( ناظم الاطباء ).
ماسلف. [ س َ ل َ ] ( ع اِ مرکب ) هرآنچه در پیش ذکر شده و یاد کرده شده باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به معنی دوم «ما» شود. || گذشته و ماسبق. ( آنندراج ). هرچیز گذشته. ( ناظم الاطباء ).
(سَ لَ ) [ ع. ] (اِ. ) گذشته، ماسبق.
گذشته، ماسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر حسام هجو خواهم داشت زین پس در غلاف برخلاف ماسلف آزارها خواهم کشید
💡 می بوسم آستانه قصر جلال تو در دیده اشک عذر ز تقصیر ماسلف
💡 گر نگری ورق ورق در اخبار ماسلف