مؤامره

مترادف‌ها

توطئه، دسیسه

فرهنگ معین

(مُ مَ رَ ) [ ع. مؤامرة ] ۱ - (مص م. ) مشورت کردن، رأی زدن. ۲ - (اِمص. ) مشورت، رایزنی. ۳ - تحقیق، مطالعه.

فرهنگ عمید

۱. مشورت کردن.
۲. رایزنی.
۳. (اسم ) نوشته ای که سلاطین یا حکام دولتی به نام مٲمورینی که وجوهی از اموال دولتی را به نام خود ضبط کرده بودند صادر می کردند و به موجب آن رد آن اموال را از ایشان می خواستند.

ویکی واژه

مؤامرة
مشورت کردن، رأی زدن.
مشورت، رایزنی.
تحقیق، مطالعه.

جمله سازی با مؤامره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از حجت خراسان آمدت یادگار این پر ز پند و حکمت و نیکو مؤامره

💡 مثبت بامر صاحب دیوان کن فکان محصول کان بنام کفت در مؤامره

💡 چندان بقات باد که هنگام حصر آن عاجز شود محاسب و هم از مؤامره

💡 پلیس پس از مدت‌ها تحقیق و بررسی، سرانجام موفق شد نقشه بزرگ و مؤامره پیچیده‌ای را که برای سرقت از بانک طراحی شده بود، نقش بر آب کند.

💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که این تغییرات ناگهانی در روابط بین‌المللی، نتیجه یک مؤامره گسترده میان قدرت‌های بزرگ برای کنترل منابع انرژی در منطقه است.

💡 در رمان‌های پلیسی، معمولاً شخصیت‌های اصلی با کشف یک مؤامره مخفیانه در میان اعضای یک سازمان، مسیر داستان را به شکلی هیجان‌انگیز تغییر می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران