فرهنگ معین
(مُ مَ رَ ) [ ع. مؤامرة ] ۱ - (مص م. ) مشورت کردن، رأی زدن. ۲ - (اِمص. ) مشورت، رایزنی. ۳ - تحقیق، مطالعه.
(مُ مَ رَ ) [ ع. مؤامرة ] ۱ - (مص م. ) مشورت کردن، رأی زدن. ۲ - (اِمص. ) مشورت، رایزنی. ۳ - تحقیق، مطالعه.
۱. مشورت کردن.
۲. رایزنی.
۳. (اسم ) نوشته ای که سلاطین یا حکام دولتی به نام مٲمورینی که وجوهی از اموال دولتی را به نام خود ضبط کرده بودند صادر می کردند و به موجب آن رد آن اموال را از ایشان می خواستند.
مؤامرة
مشورت کردن، رأی زدن.
مشورت، رایزنی.
تحقیق، مطالعه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از حجت خراسان آمدت یادگار این پر ز پند و حکمت و نیکو مؤامره
💡 مثبت بامر صاحب دیوان کن فکان محصول کان بنام کفت در مؤامره
💡 چندان بقات باد که هنگام حصر آن عاجز شود محاسب و هم از مؤامره