لغت نامه دهخدا
لواهب. [ ل َ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لاهب. آتشهای شعله زن. ( غیاث ).
لواهب. [ ل َ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لاهب. آتشهای شعله زن. ( غیاث ).
(لَ هِ ) [ ع. ] (ص. ) جِ لاهب و لاهبه، آتش های شعله زن.
جِ لاهب و لاهبه؛ آتشهای شعله زن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الا یا ساقی الواهب، ادر من خمرة الراهب فلا ندری منالذاهب، ولا ندری منالجایی