لواء

لغت نامه دهخدا

لواء. [ ل ِ ] ( ع اِ ) ( در استعمال فارسی زبان بدون همزه آید ) رایت. عَلَم. علم لشکر. ( مهذب الاسماء ). بند. علم بزرگ. ( دهار ). ام الرمح. درفش. بیرق. علم و آن کوچکتر است از رایت. درفش لشکرکشان. علم خرد. ( منتهی الارب ). علم فوج و نشان لشکر. ( غیاث ). لوای. ج، اَلویِه. جج، الویات. || لبثوا بالسواء و اللواء؛ یعنی برانگیختند به استغاثه و فریاد کردن. || لواء الحیة؛ پیچیدگی مار. ( منتهی الارب ).
لواء. [ ل َوْ وا ] ( ع اِ ) مرغی است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(لِ ) [ ع. ] (اِ. ) پرچم، بیرق. ج. الویة.

ویکی واژه

پرچم، بیر
الویة.

جمله سازی با لواء

💡 فهو صلّی اللَّه علیه و سلّم محمّد و امّته الحمّادون، و لواءه الحمد، و مقامه المحمود.

💡 منطقهٔ کوها، جزئی از کوه‌های ساحلی ممتد از شمال لواء اسکندرون تا جنوب کوهای لبنان به ارتفاع بین (۴۰۰ تا ۷۰۰) متر از سطح دریا، که به تدریج در جنوب غربی افزایش می‌یابد.

💡 احمد حافظ عوض (به عربی: أحمد حافظ عوض) روزنامه‌نگار و مترجم مصری است که در طول سال‌های ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۶ میلادی در روزنامه‌های «کوکب الشرق» و «اللواء» به نویسندگی مشغول بود.

💡 و گفت: وطای من بزرگست ازو باز نگردم تا از محمد تا در تحت وطای من نیارد این آن معنی است که شیخ بایزید گفته است لوائی اعظم من لواء محمد و شرح این در پیش داده‌ایم.

💡 بعضی از این لواءها اسامی عجیبی دارند، که اشاره به رنگ و شمایل لواء/پرچم یکی از تیپ‌های هشتگانهٔ ارتش دودمان چینگ دارد.

💡 و گفت: آن که نطق او بی ینطبق و بی یسمع و بی یبصر بود. تا لاجرم حق بر زبان بایزید سخنی گوید و آن، آن بود که: لوائی اعظم من لواء محمد. بلی!

آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز