لنگ ماندن
مترادفها
عقب ماندن، عقب افتادن، ناتوان شدن
متضادها
روان شدن، حرکت کردن، پیش رفتن
فرهنگ معین
(لَ. دَ ) (مص ل. ) (عا. ) معطل ماندن، بیچاره شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) معطل ماندن بیچاره شدن: من حرفی ندارم این پول را بتو بدهم اما خودم لنگ میمانم.
ویکی واژه
(عا.)
معطل ماندن، بیچاره شدن.
جمله سازی با لنگ ماندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در خانه چه پا شکسته مانی برخیز کز کعبه بعد ز لنگ ماندن نه رواست
💡 در دنیای پرسرعت امروز، اگر متخصصان نتوانند خود را با تکنولوژیهای جدید هماهنگ کنند، در نهایت با عقب ماندن از رقبا دچار لنگ ماندن خواهند شد.
💡 به دلیل عدم برنامهریزی دقیق برای بودجه سال آینده، بسیاری از پروژههای عمرانی در این منطقه با مشکلاتی جدی برای اجرا مواجه و دچار لنگ ماندن شدهاند.
💡 سیستمهای قدیمی مدیریت اطلاعات در این سازمان باعث شده است که فرآیند تصمیمگیری مدیران به شدت کند شده و در نهایت دچار لنگ ماندن شود.