لغت نامه دهخدا
( لبوة ) لبوة. [ ل ِب ْ وَ ] ( ع اِ ) لبوءة. شیر ماده.
لبوة. [ ل َب ْ وَ ] ( ع اِ ) شیر ماده. لبوءة. ( منتهی الارب ). لَباءَة. لُبَاءَة. لَباءَة. لَباة. لب. لبة. ام ضیغم. ام شبل. ام قشعم. ام کلثوم. ام الهیثم. ( المرصع ).
( لبوة ) لبوة. [ ل ِب ْ وَ ] ( ع اِ ) لبوءة. شیر ماده.
لبوة. [ ل َب ْ وَ ] ( ع اِ ) شیر ماده. لبوءة. ( منتهی الارب ). لَباءَة. لُبَاءَة. لَباءَة. لَباة. لب. لبة. ام ضیغم. ام شبل. ام قشعم. ام کلثوم. ام الهیثم. ( المرصع ).
(لَ وَ ) [ ع. لبوة، لبؤة ] (اِ. ) شیر ماده، مادینة اسد.
( اسم ) شیر ماده مادین. اسد.
شیر ماده. لب.
لبوة، لبؤة
شیر ماده، مادینة اسد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قال النبی (ص) «ان روح القدس نفث فی روعی ان نفسا لن تموت حتی تستکمل رزقها، الا فاتّقوا اللَّه و اجملوا فی الطلب و لا یحملنکم استبطاء الرزق ان تطلبوه بمعاصی اللَّه فانه لا یدرک ما عند اللَّه الا بطاعته.
💡 گویند: به دل صبر کن از یار و ندارم آن صبر که ایشان ز دل من طلبوه
💡 یقول تعالی: وَ أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی لو اراد ان یطلبوه لطلبوا و لو طلبوا لعرفوا و لو عرفوا لاحبّوا و لو احبّوا لاشتاقوا و لو اشتاقوا الیه لرجوا لقاءه و لو رجوا لقاه لرأوه.
💡 اللبوه (به عربی: اللبوه) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در شهرستان بعلبک واقع شدهاست.
💡 و آن دیدهٔ دریا شده را درد و غم او صد بار به دستان مصیبت صلبوه
💡 آن دل که مرا بود و توی دیده سلبوه و آن تن که کشیدی به کمنمدش جذبوه