لاج

لغت نامه دهخدا

لاج. ( اِ ) رشوت. پاره. || ( ص ) برهنه و عریان. ( برهان ). عور. بی پوشاک. لوت. لخت. روت. عریان:
بر سر نور عشق بینی تاج
اندرآن دم که عشق بینی لاج.مولوی. || سگ ماده. ( برهان ). سگ ماده که لاس گویند:
نمیترسم ز دشمن وز خیالش
که باشد دشمنش همچون سگ لاج.مولوی.|| ( اِ ) بازی. ( برهان ). لاچ. ( جهانگیری ). لاغ. ( جهانگیری ). رجوع به کلمه مغ لاج شود.
لاج. ( اِ ) ( اسپانیائی الاش یا الش، لاتینی هالکس ) نوعی ماهی.
لاج. ( اِخ ) دهی از دهستان رود میان خواف، بخش خواف، شهرستان تربت حیدریه واقعدر پنج هزارگزی شمال باختری رودسر، کنار راه شوسه عمومی تربت به نیازآباد، جلگه ای، گرمسیر، دارای 24 تن سکنه محصول آن غلات و پنبه، شغل زراعت، راه اتومبیل رو و آبش از قنات است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ معین

(ص. ) برهنه، عریان.
(اِ. ) سگ ماده.
(اِ. ) رشوه، پاره.

فرهنگ عمید

۱. برهنه، لخت، عریان، لچ ولوت.
۲. (اسم ) سگ ماده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) رشوه پاره.
نام دهی از دهستان رودمیان خواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه

ویکی واژه

برهنه، عریان.
سگ ماده.
رشوه، پاره.

جمله سازی با لاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولاجَلَسْتُ إلی قَوْمٍ اُحَدِّثُهم إلّا و أنْتَ حَدیثی بینَ جُلّاسی

💡 همیشه دور چرخ لاجوردی نداند پیشه‌ای جز ره نوردی

💡 شاه جوانست و بخت ملک جوانست کار جهان لاجرم بکام جهانست

💡 چو دستشان نرسد لاجرم به نیکی خویش بدی کنند به جای تو هر چه بتوانند

💡 در دل و جان تخم دگر کاشتند لاجرم آن را به تو بگذاشتند

💡 لاجرم گلشن شد این زندان مرا گه من ایشان را و گه ایشان مرا

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
قاش یعنی چه؟
قاش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز