قیفی

لغت نامه دهخدا

قیفی. ( ص نسبی ) منسوب به قیف. || بشکل قیف. رجوع به قیف شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به قیف یا بشکل قیف

جمله سازی با قیفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اردوگاه کار اجباری اوکرمارک اردوگاهی توقیفی کوچک برای دختران در نزدیکی اردوگاه کار اجباری راونسبروک در فورستنبرگ/هاول، آلمان نازی بود که بعدها به اردوگاه مرگ در مواقع «اضطراری» تغییر کاربری داد.

💡 کانون صنفی معلمان استان بوشهر از صدور مجموع چهار سال و چهار ماه حبس برای چهار عضو خود خبر داد. عبدالرضا امانی‌فر و اصغر حاجب هرکدام به چهار ماه حبس تعزیری و مصادره اموال توقیفی محکوم شدند. همچنین محمود ملاکی و محسن عمرانی هرکدام به سه سال ممنوع شدن فعالیت آموزشی در محیط‌های علمی، دو سال حبس تعزیری و مصادره اموال توقیفی به نفع دولت، محکوم شدند.

💡 چو من کشته گردم ثقیفی نژاد یک مرد آید به آیین و داد

💡 ثقیفی نژاد است و مردی دلیر به خشم پلنگ است و نیروی شیر

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز