قنادیل
واژه قنادیل ریشهای عربی دارد و جمع مکسر کلمه قندیل است. قندیل به معنای چراغ آویزان، فانوس یا چراغدان است که در گذشته برای روشنایی از سقف آویزان میشد. بنابراین، به معنای مجموعهای از چراغهای آویزان یا فانوسهاست. این واژه در متون کهن فارسی و عربی کاربرد فراوانی داشته و بیانگر نوعی از ابزار روشنایی است که از بالا نصب میشده و نور را در فضا منتشر میساخته است.
عبارت قنادیل چرخ که در ادامه متن آمده، یک کنایه ادبی و استعارهای زیباست. در این ترکیب، چرخ به معنای آسمان یا فلک است. لذا، «قنادیل چرخ» به ستارگان اطلاق میشود. این کنایه، تصویرگر ستارگانی است که همچون قندیلهای نورانی در گستره آسمان شب درخشیده و آویزان هستند. این استفاده استعاری، عمق و غنای زبان فارسی را در بهرهگیری از واژگان برای خلق تصاویر شاعرانه و مفاهیم والا به نمایش میگذارد.
به طور کلی، این واژه و ترکیب قنادیل چرخ نه تنها به ریشه لغوی و معنای تحتاللفظی خود اشاره دارند، بلکه نمونهای برجسته از بسط معنایی و کاربرد کنایی در زبان و ادبیات فارسی هستند. این مثال، توانایی زبان را در تبدیل یک مفهوم ساده به یک تصویر عمیق و پربار نشان میدهد و شاهدی بر ظرفیتهای هنری و زیباییشناختی زبان فارسی در بیان مفاهیم پیچیده به شیوهای موجز و دلنشین است.
مترادفها
چراغها، فانوسها
لغت نامه دهخدا
قنادیل. [ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ قندیل. ( آنندراج ). رجوع به قندیل شود.
- قنادیل چرخ؛ کنایه از ستارگان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(قَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ قندیل.
فرهنگ عمید
= قندیل
فرهنگ فارسی
جمع قندیل
جمله سازی با قنادیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سجاده نشینان زوایای فلک را رخشنده زرای تو قنادیل صوامع
💡 وان قنادیل زر فرو مردند از بر این فراشته خرگاه
💡 شمع قنادیل قرب شاهد بزم ازل شحنه ملک ابد شافع یوم حساب