نخستین معنی آن به عنوان معرب واژه «زنجیر» در زبان فارسی است که عربها از آن استفاده کرده و فعلهایی نیز از آن ساختهاند. این واژه به معنای قید یا زنجیری است که به عنوان وسیلهای برای نگهداشتن یا محدود کردن اشیاء یا افراد به کار میرود. در متون عربی، به ویژه در زمینه مالی، اصطلاح «زنجیل الدراهم» به معنای زنجیر درهمها نیز به کار رفته است. علاوه بر این، «زنجیل» به عنوان صفتی برای توصیف مردانی که سستاندام و ضعیف هستند، نیز استفاده میشود. این مفهوم به ضعف جسمانی و ناتوانی اشاره دارد و در متون ادبی و پزشکی به کار میرود. همچنین، در برخی منابع، «زنجیل» به نوعی زیتون بلند نیز اشاره دارد که به عنوان یک محصول کشاورزی شناخته میشود. در این زمینه، «زنجیل» به آبی که از زیتونهای انباشته به دست میآید نیز اشاره دارد. به طور کلی، این واژه با معانی مختلف خود، نمایانگر تنوع واژگان در زبان عربی و فارسی است و در زمینههای مختلفی از جمله ادبیات، کشاورزی و توصیف ویژگیهای انسانی به کار میرود.
زنجیل
لغت نامه دهخدا
زنجیل. [ زِ ] ( معرب، اِ ) معرب زنجیر فارسی است که عربان از آن فعل هم ساخته اند: زنجله بزنجیل؛ قیده بسلسله. رجوع به نقودالعربیه ص 47، 95، 174، و زنجیر شود.
- زنجیل الدراهم. رجوع به زنجیرالدارهم و نقودالعربیه ص 176 شود.
زنجیل. [ زِ ] ( ع ص ) مرد سست اندام و ضعیف. زئجیل. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زنجیل. [ زِ ] ( ع اِ ) نوعی زیتون بلند. ( از دزی ج 1 ص 606 ). || آبی که از زیتونهای بهم آنباشته بهم رسد. ( دزی ایضاً ).
جمله سازی با زنجیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه اندر خورد این خم های نیلیست شرابی کش مزاج زنجیلیست