لغت نامه دهخدا
قلپ. [ ق ُ ل ُپ پ / ل ُ ] ( اِ ) در تداول به معنی قورت: یک قلپ آب؛ یک قورت آب.
قلپ. [ ق ُ ل ُپ پ / ل ُ ] ( اِ ) در تداول به معنی قورت: یک قلپ آب؛ یک قورت آب.
(قُ لُ ) (اِ. ) (عا. ) جرعه، مقدار آب یا هر مایعی که یک بار در دهان جا شود.
آن مقدار از مایعات که با یک بار نوشیدن از حلق فرو بَرند، قورت: یک قلپ آب، یک قلپ شربت.
( اسم ) جرعه آب.
(عا.)
جرعه، مقدار آب یا هر مایعی که یک بار در دهان جا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سرم افتاده تا سودای آن شیرینسخن میسزد بر کهکشان پهلو زند قلپاق من!
💡 نهادند از بهر فرمان بری ز سر باز قلپاق غارتگری
💡 کلاه بر نه و زلفت به دوش باز انداز نهان مکن که دریغ است زیر قلپاقت