فرهنگ معین
(قِ ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) منسوب به قسط، چیزی که پول خرید آن به صورت قسط پرداخت می شود، تقسیط.
(قِ ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) منسوب به قسط، چیزی که پول خرید آن به صورت قسط پرداخت می شود، تقسیط.
منسوب به قسط، چیزی که پول خرید آن به صورت قسط پرداخت میشود، تقسیط.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ معنی قسط عدلست. عرب گویند: اقسط ای ازال الجور و عدل. مقسطان دادگرانند، و صح فی الخبر «ان المقسطین عند اللَّه یوم القیامة علی منابر من نور عن یمین الرحمن عزّ و جلّ، و کلتا یدیه یمین، هم الذین یعدلون فی حکمهم و اهالیهم و ما ولوا.
💡 ابراهیم بن علی سرقسطی بَنّانی (؟ -۱۶۷۷م) صوفی و نویسنده اندلسی در سدهٔ یازدهم هجری/هفدهم میلادی بود. الهبة و العطاء را نگاشت که مختصرنوشتهای است، رسالهای در حدیثِ ستفترق امتی نیز از آثار اوست.
💡 او به عنوان یکی از بزرگترین منتقدان نظام بانکداری در ایران شناخته میشود. همچنین به گفته او بر طبق آیهٔ ۱۵ سورهٔ جن، کسی که اختلاس میکند، بر اثر قسطی (انحراف از حقی) که انجام میدهد، خود را به هیزم جهنم تبدیل میکند.
💡 قسطی از بیت المال بیرون کرد و بشوی و زن داد، از قاضی چون تیر خدنگ پریدند و چون غنچه در یکدیگر می خندیدند، با شادی همراز گشتند و خوشدل باز بعد از آن ندانم که در کدام زمین رفتند و در کدام خاک خفتند؟