لغت نامه دهخدا
قدح کش. [ ق َ دَ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) قدح کشنده. شرابخوار. می خواره:
قدح کشان ز نشاط این قدر قیامت چیست
بیاض گردن میناست صبح محشر نیست.محمد اسحاق شوکت ( از آنندراج ).
قدح کش. [ ق َ دَ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) قدح کشنده. شرابخوار. می خواره:
قدح کشان ز نشاط این قدر قیامت چیست
بیاض گردن میناست صبح محشر نیست.محمد اسحاق شوکت ( از آنندراج ).
(قَ دَ. کِ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) شرابخوار، می خواره.
شراب خوار، می خوار، می گسار.
( صفت ) شرابخوار میخواره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدح کش و به چمن صنع حق تماشا کن بسست سرو به تکبیر و مرغ در تهلیل
💡 خواجو بوقت صبح قدح کش که آفتاب مانند ذره رقص کند از نشاط می
💡 یک نیمه بخوابند و دگر نیمه بمستی یاران قدح کش همه را باز خبر کن
💡 قدح کشان که بعشرت مقیم این کویند اسیر طره آن یار عنبرین مویند
💡 دل گفت که روزی که قدح کش باشیم آن روز ز صد گونه مشوّش باشیم
💡 بیا و یک دو قدح کش چه میکنی آتش که در شتا نرسد هیچ آتشی به شراب