معنی کلی و کاربرد روزمره: قدام در اصل به معنای جلو، پیش یا مقابل چیزی است و در متون کلاسیک فارسی و عربی برای اشاره به مکان یا جهت بهکار رفته است. در این معنا، «قدام» خلاف «وراء» یا پشت است و برای بیان موقعیت مکانی یا ترتیب قرار گرفتن اشیا و افراد استفاده میشود.
معانی اجتماعی و انسانی: علاوه بر مفهوم مکانی، این کلمه برای اشاره به کسی که از نظر شرف، منزلت یا مقام بالاتر است نیز بهکار میرود. بهعنوان مثال، واژه میتواند به پادشاه، مهتر قوم یا سرآمد مردم اشاره داشته باشد. در این معنا، قدام نشاندهنده برتری، احترام و موقعیت ممتاز فرد در جامعه یا گروه است.
معانی تاریخی و اصطلاحی دیگر: در متون کهن، قدام گاهی به موارد خاص دیگری نیز اشاره دارد؛ مانند شتر گشن یا حتی قصاب در برخی منابع. همچنین واژه گاهی به معنای دیرینه یا قدیمی هم آمده است. با این حال، رایجترین کاربرد آن در زبان فارسی کلاسیک و ادبی، اشاره به جلو، پیش و کسی که مقام برتری دارد است.
قدام. [ ق ُ ] ( ع ص ) دیرینه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قدام. [ ق َدْ دا ] ( ع اِ ) پیش. خلاف وراء. ( منتهی الارب ). || شتر گشن. || سرآمد مردم در شرف. || پادشاه. ( منتهی الارب ). ملک. ( اقرب الموارد ). || مهتر قوم. ( منتهی الارب ). سید. ( اقرب الموارد ).
قدام. [ ق ُدْ دا ] ( ع اِ ) پیش. خلاف وراء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || شتر گشن. ( منتهی الارب ). || سرآمد مردم در شرف. ( منتهی الارب ). || پادشاه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || مهتر قوم. ( منتهی الارب ). || جزار. ( اقرب الموارد ). قصاب. رجوع به ماده قبل شود. || ج ِ قادم. ( منتهی الارب ).
قدام. [ ق َ م ِ ] ( اِخ ) ماده سگی. ( منتهی الارب ).
قدام. [ ق َ م ِ] ( اِخ ) نام اسب عروةبن سنان عبدی. ( منتهی الارب ).
قدام. [ ق َ م ِ ] ( اِخ ) نام اسب عبداﷲبن عجلان نهدی. ( منتهی الارب ).
قدام. [ ق َ م ِ ] ( اِخ ) آبشخوری است به بحرین. ( معجم البلدان ).
۱. جلو، پیش.
۲. کسی که در شرف و منزلت نسبت به دیگران پیشی و برتری داشته باشد.
جلو، پیش، کسی که درشرف ومنزلت ازدیگران برترباشد
آبشخوری است به بحرین