فلاش بک

مترادف‌ها

مرور خاطرات

فرهنگ معین

( ~. بَ ) [ انگ. ] (اِ. ) شگردی سینمایی در بیان داستان که طی آن فیلم، واقعة زمان حاضر را رها می کند و به نمایش حوادث گذشتة داستان می پردازد.

دانشنامه آزاد فارسی

فِلاش بَک (flashback)
بازگشت به گذشته. نما یا فصلی که سیرِ خطی داستان در زمان حال را قطع کرده و ما را به گذشته می برد؛ مانند به یادآوردن خاطره ها، دیده ها و شنیده ها. فلاش بک به منزلۀ بخشی از روایت به قصد توضیح وضعیت کنونی یا به مثابه بخشی از شخصیت پردازی به کار می آید و پیشینه فرد را به اطلاع می رساند.

ویکی واژه

شگردی سینمایی در بیان داستان که طی آن فیلم، واقعة زمان حاضر را رها می‌کند و به نمایش حوادث گذشتة داستان می‌پردازد.

جمله سازی با فلاش بک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ماهنامه فیلم در شماره سوم خود در نقد فیلم می‌نویسد، "... هرچند که فیلم می‌کوشد با فاصله گذاریها، از فلاش بک تصویری خودداری کند (و این فلاش بک یکی از وسوسه هاییست که میرلوحی یه‌خوبی در برابرش مقاومت کرده) اما در فیلم، مرزی میان توهم و واقعیت وجود ندارد…

💡 در یک فلاش بک، جسی پینکمن و جین مارگولیس از موزه جورجیا اوکیف بازدید می‌کنند و نقاشی او را در آخرین درب من مشاهده می‌کنند. آنها درباره معنای آن بحث می‌کنند قبل از اینکه جین به این نتیجه برسد که اوکیف صرفاً سعی می‌کرد یک احساس خوب را ماندگار کند.

💡 علی ژکان فیلمِ سایه به سایه را سالِ ۱۳۷۴ بر اساسِ آوازهای ننه آرسو نوشت و ساخت؛ ولی «فیلم و فیلمنامه از جهاتی با هم تفاوت دارند.» از جمله، در آوازهای ننه آرسو زمان مستقیم است، ولی در فیلم سایه به سایه فلاش بک هست.

💡 وقتی آن آهنگ قدیمی در رادیو پخش شد، ناگهان یک فلاش بک شدید به دوران دانشجویی و روزهای پر از هیجان سال‌های گذشته برایم ایجاد شد.

💡 کارگردان با استفاده از تکنیک فلاش بک در این فیلم سینمایی، توانست گذشته‌های پیچیده شخصیت اصلی را به شکلی بسیار هنرمندانه برای مخاطبان بازگو کند.

💡 در جلسات روان‌شناسی، بیمارانی که دچار تروما هستند، گاهی اوقات فلاش بک‌های ناگهانی و آزاردهنده‌ای از حوادث تلخ گذشته را در میان گفتگوها تجربه می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران