فریفتگار در زبان فارسی به معنای فریبدهنده و نیرنگباز است و به کسی گفته میشود که با حیله و نیرنگ دیگران را گمراه میکند. این واژه از ریشه «فریفتن» به معنای گول زدن و به اشتباه انداختن ساخته شده است. فریفتگار معمولاً برای توصیف فردی به کار میرود که با سخنان یا رفتار ظاهراً زیبا، حقیقت را پنهان میکند. چنین شخصی ممکن است با وعدههای دروغین یا رفتارهای اغواکننده دیگران را به سمت هدفهای نادرست هدایت کند. در متون ادبی فارسی، فریفتگار اغلب بار معنایی منفی و اخلاقی دارد. این واژه میتواند برای اشاره به انسان، سخن یا حتی اندیشهای به کار رود که باعث گمراهی میشود. در ادبیات کلاسیک، فریفتگار گاهی به معنای دنیا یا ظواهر فریبنده آن نیز آمده است. کاربرد آن بیشتر در زمینه هشدار دادن نسبت به فریبهای ظاهری و باطنی است. این واژه هم در نثر و هم در شعر برای بیان مفهوم نیرنگ و گمراهکنندگی استفاده میشود. در مجموع، این کلمه به معنای فریبدهندهای است که با نیرنگ و ظاهرسازی دیگران را دچار خطا میکند.
فریفتگار
لغت نامه دهخدا
فریفتگار. [ ف ِ / ف َ ] ( نف مرکب ) فریبنده. مکار. حیله گر. ( فرهنگ فارسی معین ): احمق کسی باشد که دل در این گیتی غدار فریفتگار بندد. ( تاریخ بیهقی ).
فرهنگ معین
(فِ یا فَ ) (ص فا. ) فریبنده، حیله گر.
فرهنگ فارسی
فریبنده، مکار، حیله گر
( صفت ) فریبنده مکار حیله گر: و احمق کسی است که دل درین گیتی غدار فریفتگار بندند.
ویکی واژه
فریبنده، حیله گر.
جمله سازی با فریفتگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این است حال علی و روزگارش و قومش که بپایان آمد و احمق کسی باشد که دل درین گیتی غدّار فریفتگار بندد و نعمت و جاه و ولایت او را بهیچ چیز شمرد و خردمندان بدو فریفته نشوند و عتّابی سخت نیکو گفته است.