لغت نامه دهخدا
پیاله کاری. [ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) پیمودن شراب. شراب دادن. نظیر: لاله کاری. ( آنندراج ). || مشحون از پیاله کردن:
هم کرد باغها را نرگس پیاله کاری
هم کرد چهره ها را پیمانه لاله کاری.ظهوری.
پیاله کاری. [ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) پیمودن شراب. شراب دادن. نظیر: لاله کاری. ( آنندراج ). || مشحون از پیاله کردن:
هم کرد باغها را نرگس پیاله کاری
هم کرد چهره ها را پیمانه لاله کاری.ظهوری.
۱- پیمودن شراب شراب دادن. ۲- پر از پیاله کردن مشحون از پیاله ساختن: هم کرد باغها را نرگس پیاله کاری هم کرد چهره ها را پیمانه لاله کاری. ( ظهوری )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز درس و مدرسه کاری به نقد نگشاید پیاله میکش و بر فرش گلسِتان میغلت