فرمان گزار

لغت نامه دهخدا

فرمان گزار.[ ف َ گ ُ ] ( نف مرکب ) اجراکننده فرمان:
بدندش سه سالار فرمان گزار
یکی را سپرد از یلان صدهزار.اسدی.رجوع به فرمان گذار شود.

فرهنگ معین

( ~. گُ ) (ص مف. ) فرمان پذیر.

فرهنگ عمید

فرمان گزارنده، اجراکنندۀ فرمان، مطیع.

فرهنگ فارسی

( صفت ) اجرا کننده فرمان فرمان پذیر.
فرمان گزارنده، اجراکننده فرمان

ویکی واژه

فرمان پذیر.

جمله سازی با فرمان گزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیده بینای مطلق در میان خلق و حق از همه خلقش گزیر و بر همه فرمان گزار

💡 نگین خاتم فرمان گزار او دارد همان خواص که در خاتم سلیمان لعل

💡 قضا و قدر بهر فرمان گزاری زنندش همی بوسه بر خاک مقدم

💡 چو فرصت نگهداری و وقت کار غرض حاصل آید ز فرمان گزار

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز