فراز شدن

لغت نامه دهخدا

فراز شدن. [ ف َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نزدیک شدن: هر دو سپاه به یکدیگر فراز شدند و یک زمان حرب کردند. ( ترجمه تاریخ طبری ).
خسرو گیتی مسعود، که مسعود شود
هرکه یک روز شود بر در او باز فراز.فرخی سیستانی.چون بر اهل شهر باز شدند
برشان دیگران فراز شدند.سنایی. || بسته شدن:
در جنگ هر دو سپه شد فراز
به سوی سپه پهلوان گشت باز.اسدی.گر گنه کردی در او هست باز
توبه کن کاین در نخواهد شد فراز.عطار. || باز شدن و گشوده گردیدن:
سفره جود ورا تا بازگستردند، شد
بخل را ز آژنگ ابرو چهره چون سفره فراز.سوزنی.رجوع به فراز شود.

فرهنگ معین

( ~. شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - نزدیک شدن. ۲ - گشوده شدن. ۳ - بسته شدن. ۴ - برخاستن. ۵ - داخل شدن. ۶ - پیش رفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نزدیک شدن ۲ - بسته شدن ۳ - باز شدن گشوده گردیدن ۴ - بسته شدن ۵ - برخاستن ۶ - داخل شدن ۷ - جلو رفتن.

ویکی واژه

نزدیک شدن.
گشوده شدن.
بسته شدن.
برخاستن.
داخل شدن.
پیش رفتن.

جمله سازی با فراز شدن

💡 چون برِ اهل شهر باز شدند برشان دیگران فراز شدند

💡 چو نزدیک خیل خود آمد فراز شدندش اسد گوهران پیشباز

💡 همچو خورشید به یک چشم ببین عالم را که سرافراز شدن در گرو این نظرست

💡 آنان که بر آدمی سر افراز شدند دندان محبت جهان را کندند

💡 پست طبعان فرومایه دون بر همه خلق سرافراز شدند

💡 گل ضعیف نوازی است سرفراز شدن به ذره فیض رسان،آفتاب انور باش

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز