فرادر

لغت نامه دهخدا

فرادر. [ ف َ دَ ] ( اِ مرکب ) چوبی که در پس در کوچه اندازند. ( برهان ). از: فرا + در. فردر. فردره. ( از حاشیه برهان چ معین ).

فرهنگ معین

( ~. دَ ) (اِمر. ) چوبی که در پس در خانه اندازند.

فرهنگ عمید

= فردر

فرهنگ فارسی

( اسم ) چوبی که در پس در خانه اندازند.

ویکی واژه

چوبی که در پس در خانه اندازند.

جمله سازی با فرادر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون بنشستند ایزاری بود، دو گرده برو نها د. ایشان شاد شدند. سائلی فرادرآمد رابعه هر دو گرده بدو داد. ایشان هردو متغیر شدند وهیچ نگفتند. زمانی بود کنیزکی درآمد و دسته ای نان گرم آورد و گفت: این، کدبانو فرستاده است.

💡 به باور کروگر و دانینگ، دلیل ناتوانی افراد بی‌کفایت از شناخت بی‌کفایتی خود ضعف در فراشناخت، فراحافظه، فرادرک، و همچنین ضعف در مهارت نظارت بر خود است.

💡 بدین ترتیب امپراتوری بریتانیا در نخستین سال‌های سده هفدهم میلادی پا به عرصه وجود نهاد. در این دوران، انگلیسی‌ها به آمریکای شمالی پا گذاشتند و کمپانی‌هایی که وظیفه‌شان مدیریت مستعمرات فرادریایی بود را تأسیس کردند که مهم‌ترین آن‌ها کمپانی هند شرقی بود. تاریخدانان این دوران تا از دست دادن «مستعمرات سیزده‌گانه» در جریان انقلاب آمریکا را «نخستین دوره امپراتوری بریتانیا» می‌نامندند.

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز