م اود

لغت نامه دهخدا

( مآود ) مآود. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) بلاها. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).بلاها و بدبختیها. ( ناظم الاطباء ). رماه اﷲ بالمآود؛ خدای او را در بلاها افکند. ( از ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

( م آود ) بلاها و بدبختیها

جمله سازی با م اود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از زمان نواب سعادت على خان تا آخرين سلطان شيعه اود، نواب واجد على شاه، مراسمدستار بندى و تاجگذارى سلاطين (تاج پوستى ) در همين درگاه انجام مى شد. در جنگ 58- 1857 م شورش سپاهيان يا نبرد استقلال وقتى كه انگليسيها نواب واجد على شاه رادستگير كردند و وى عازم سفر به شهر كلكته شد، شمشير و دستار شاهى خود را به هميندرگاه هديه كرد.

💡 مانند تمامی آزگاردی‌ها، ثور واقعاً فناناپذیر نیست بلکه به کمک سیب‌های طلایی اودین، طول عمری طولانی و به اندازه چندین هزاره به دست آورده‌است. او به خاطر بودن فرزند اودین و الهه گایا، عملاً بعد از اودین دومین آزگاردی قدرتمند به حساب می‌آید او زمانی که مجبور به شرکت در جنگی می‌شود، می‌تواند وارد وضعیتی به نام «دیوانگی جنگجویان» می‌شود که در آن قدرت و چابکی‌اش به‌طور موقت افزایش پیدا می‌کند.

💡 هل الهه مرگ و فرمانروای هل‌هایم با ارتش مردگان به اسگارد لشکرکشی می‌کند و با ازگاردی‌ها می‌جنگد. در این بین اودین والکیری‌ها را به نبرد با هل فرا می‌خواند و همه والکیری‌ها توسط هل کشته می‌شوند و هل تاج‌وتخت ازگارد را فتح می‌کند.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز