فتک

لغت نامه دهخدا

فتک. [ ف َ / ف ِ / ف ُ ] ( ع مص ) به کار خواسته نفس درآمدن. ( منتهی الارب ). به کارهایی که نفس بدان مایل بود، پرداختن. ( اقرب الموارد ). || بناگاه گرفتن. || ناگاه کشتن کسی را. ( منتهی الارب ). کشتن از روی غفلت یا به انتهاز فرصت. ( اقرب الموارد ):... و هدم و فتک و صواعق در کمین. ( کلیله و دمنه ). فی الجمله چون از رزم خوارزم فارغ شدند از سبی ونهب و فتک و سفک بپرداختند. ( جهانگشای جوینی ). || رویاروی زخم رسانیدن، یا عام است. || دلیری کردن. || ستیهیدن در کار. ( از منتهی الارب ). الحاح و لجاجت کردن. ( اقرب الموارد ).
فتک. [ ف َ ] ( اِخ ) آبی است در اجاء، یکی از دو کوه طی. ( معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(فَ تْ ) [ ع. ] (مص م. )۱ - غافلگیر کردن. ۲ - به ناگاه کشتن.

فرهنگ عمید

۱. دلیری کردن.
۲. به ناگاه کسی را گرفتن و کشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بناگاه گرفتن کسی را ۲ - ناگاه کشتن کسی را ۳ - رویاروی زخم رسانیدن.
آبی است در اجائ. یکی از دو کوه طی.

ویکی واژه

غافلگیر کردن.
به ناگاه کشتن.

جمله سازی با فتک

💡 قال النصر آبادی: اشتری منک ما هو صفتک و القلب تحت صفته فلم یقع علیه المبایعة.

💡 عارفان و موحّدان می‌آیند و از معرفت خود بیزار گشته که: «ما عرفناک حقّ معرفتک».

💡 در استان خوزستان در شهرستان‌های اندیکا، ایذه، باغ‌ملک، دزفول، رامهرمز، شوشتر، گتوند، لالی، مسجدسلیمان و هفتکل

💡 ام‌الصفایه دو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان هفتکل در استان خوزستان ایران است.

💡 این نفتکش‌پس از آزادسازی با نام آدریان دریا ۱ و با پرچم ایران به سمت شرق مدیترانه شروع به حرکت کرد.

💡 مشتغل توام چنان کز همه چیز غایبم مفتکر توام چنان کز همه خلق غافلم

گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز