فارع

لغت نامه دهخدا

فارع. [ رِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از فرع و فروع، بمعنی بالارونده بر کوه و فرودآینده به وادی. || بلندبالای نیکوهیأت. || یک تن از اطرافیان سلطان: هو فارع من فرعة السلطان؛ او یکی از یاران سلطان است. ( از اقرب الموارد ). ج، فَرَعة. || جبل فارع؛ کوهی را میگویند که درازتر از کوه دیگر باشد. ( از اقرب الموارد ).
فارع.[ رِ ] ( اِخ ) قلعه ای است به مدینه، و ابن سکیت گویداکنون خانه جعفربن یحیی است. ( از معجم البلدان ).
فارع. [ رِ ] ( اِخ ) در بالای وادی الشراة قریه ای است بنام فارع که درخت خرما بسیار دارد. ساکنانش معلوم نیست از کدام قبیله اند. آبهای آن از چشمه هایی است که در زیر زمین جریان دارند. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(رِ ) [ ع. ] (اِفا. ) بالا رونده.

فرهنگ عمید

بالارونده.

دانشنامه عمومی

فارع یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مدینه واقع شده است.

جمله سازی با فارع

💡 اهل مشرب از زبان طعن مردم فارع است دامن صحرا چه غم دارد ز زخم خارها

💡 در جهانند و از جهان فارغ همه با او، زجسم و جان فارع

💡 شیخ و برهمن، مرید کعبه و دیرند همت ما فارع از هم آن و هم این است

💡 قتلت به فهرا و حمّلت عقله سارة بنی النّجّار ارباب فارع‌

💡 ال فارع ۵۳۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 ال فارع یک منطقهٔ مسکونی در امارات متحده عربی است که در رأس‌الخیمه واقع شده‌است.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز