واژه «غیه» در منابع لغوی فارسی و عربی دارای چند معناست که مهمترین آنها به فریاد و صدای بسیار بلند مربوط میشود. در فرهنگهایی مانند دهخدا، معین، عمید و ویکیواژه، این واژه به معنای بانگ، خروش، جیغ و داد آمده است و معمولاً برای اشاره به فریادی به کار میرود که هنگام کمکخواهی، استعانت، عزاداری یا حتی شادیهای جمعی مانند عروسی سر داده میشود. این واژه در ترکیبهایی مانند «غيه کشیدن» یا «غيه زدن» به معنای فریاد بلند برآوردن استفاده شده است. در برخی متون قدیمی نیز غیه به عنوان آواز یا صدای بسیار بلند ذکر شده است. از سوی دیگر، در لغت عربی «غیّة» که تأنیث «غی» است، معنای متفاوتی دارد و در منابعی مانند منتهیالارب و اقربالموارد به عنوان ولدُ غیّة آمده که به معنای پسر زنا یا ناپاکزاد است. بنابراین این واژه بسته به شکل نوشتاری و کاربرد آن میتواند معانی متفاوتی داشته باشد. در فارسی امروز، بیشتر معنای رایج آن همان فریاد بلند و بانگ شدید است. کاربرد آن معمولاً در متون قدیمی و ادبی دیده میشود و کمتر در گفتار روزمره استفاده میشود.
غیه
لغت نامه دهخدا
( غیة ) غیة. [ غ َی ْی َ ] ( ع اِ ) تأنیث غَی. رجوع به همین کلمه شود.
- وَلَدُ غَیَّة یا غیَّة؛ پسر زنا. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ناپاکزاد. حرامزاده. ولدالزنا.
غیة. [ غی ی َ ] ( ع اِ ) رجوع به غَیَّة شود.
غیه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) فریاد و صداو آواز بسیار بلند. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ). غیو. غو. ( برهان قاطع ). فریاد برای کمک و یاری و استعانت. ( ناظم الاطباء ). خروش. رجوع به غو و غیو شود.
فرهنگ معین
(یِ ) (اِ. ) فریاد، جیغ و داد.
فرهنگ عمید
فریاد، بانگ و آواز بلند.
* غیه برداشتن: (مصدر لازم ) [قدیمی] =* غیه کشیدن
* غیه زدن: (مصدر لازم ) [قدیمی] =* غیه کشیدن
* غیه کشیدن: (مصدر لازم ) بانگ برآوردن، فریاد بلند کشیدن.
فرهنگ فارسی
غو، غیو، فریاد، بانگ و آوازبلند
( اسم ) ۱ - فریاد و آواز بلند ( مخصوصا فریادی که به هنگام عزاداری یا عروسی کشند ) ۲ - فریاد برای کمک و استعانت.
تانیث غی پسر زنا
ویکی واژه
فریاد، جیغ و داد.