غلاظ. [ غ ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ غَلیظ. ( غیاث اللغات ) ( المنجد ). صاحب اقرب الموارد جمع غلیظ را ذکر نکرده است.
- امعاء غلاظ. رجوع به امعاء شود.
غلاظ. [ غ ُ ] ( ع ص ) سطبر. درشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). غلیظ. ( اقرب الموارد ).
(غِ ) [ ع. ] (ص. ) جِ غلیظ.
= غلیظ
* غلاظِ شداد:
۱. تندخو و خشن.
۲. با شدت و تحکم، محکم و استوار: سوگندهای غلاظ شداد. &delta، برگرفته از قرآن کریم (تحریم: ۶ ).
* غلاظ و شداد: =* غلاظِ شداد
جمع غلیظبمعنی درشت وستبرغلاظشداد:درشت وسخت، درشتخویان
( صفت ) جمع غلیظ. یا غلاظ شداد. سخت و درشت. یا فرشتگان ( ملایکه ) غلاظ شداد. فرشتگان سخت و درشتخو و سنگدل ستبر جگران سخت خشمان. یا ماموران ( مامورین ) غلاظ شداد. ماموران سخت و درشتخو و قسی. یا معائ غلاظ. روده فراخ.
[ویکی الکتاب] معنی غِلَاظٌ: آنان که خشونت عمل دارند (جمع غلیظ است )
ریشه کلمه:
غلظ (۱۳ بار)
جِ غلیظ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به حق دوستش کز برای دشمن اوست اساس دوزخ و هنگامه غلاظ و شداد
💡 سَنَدْعُ الزَّبانِیَةَ و هم خزنة النّار واحدها زبنیّ مأخوذ من الزّبن و هو الدّفع لانّهم یدفعون اهل النّار الیها دفعا. و فی الخبر لو دعا نادیه لاخذتهم الملائکة الغلاظ الشّداد عیانا. و قیل هذا فی القیامة.
💡 قسط و غلاظت؟ کار خلافت؟ استغفر اللّه! استغفر الله!