«غزغان» یا در برخی گویشها «قازغان»، واژهای ترکی است که به معنای دیگ خوراکپزی بزرگ به کار میرود. این ظرف معمولاً فلزی و اغلب از جنس مس یا آهن ساخته میشود و از دیرباز در زندگی روزمره مردمان ترکزبان نقش مهمی داشته است. غزغان بیشتر برای پخت غذاهای جمعی و پرحجم استفاده میشده، مثل زمانی که در جشنها، مراسم مذهبی یا مهمانیهای بزرگ، خوراک برای تعداد زیادی از افراد آماده میکردند. از ویژگیهای اصلی غزغان میتوان به گنجایش زیاد، استحکام بالا و قابلیت قرار گرفتن روی آتش مستقیم اشاره کرد. امروزه با وجود دیگهای مدرن و صنعتی، هنوز هم در برخی مناطق روستایی یا عشایری از غزغان برای پخت غذاهای سنتی استفاده میکنند. بنابراین، این ظرف تنها یک وسیله آشپزی نیست، بلکه بخشی از میراث فرهنگی و سنتهای غذایی مردمان ترکزبان به شمار میرود.
غزغان
لغت نامه دهخدا
غزغان.[ غ َ ] ( ترکی، اِ ) دیگ طعام پزی. غزغن. غزغند: و هرسال به بهانه ایلچیان چندین هزار زیلو و جامه خواب و غزغان و اوانی و آلات مردم میبردند. ( تاریخ غازانی چ انگلستان ص 250 ). زیلو و جامه خواب و غزغان و دیگر آلات از خانه مردم جهت ایلچیان برگرفتندی. ( تاریخ غازانی ص 356 ). رجوع به غزغن و غزغند شود.
فرهنگ عمید
= قازغان
فرهنگ فارسی
( اسم ) دیگ طعام پزی.
ویکی واژه
ترکی
دیگ خوراکپزی. غزغن. غزغند.