غر انداختن

مترادف‌ها

خودنمایی کردن، فخر فروختن، ناز کردن

متضادها

تواضع، فروتنی

فرهنگ معین

(غِ. اَ تَ ) (مص م. ) (عا. ) چیزی را تا آخر مصرف کردن، تمام کردن.

ویکی واژه

(عا.)
چیزی را تا آخر مصرف کردن، تمام کردن.

جمله سازی با غر انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 می‌ تلخ در ساغر انداختند ز لب شیر در شکر انداختند

💡 می لعل در ساغر انداختند به مجلس همه سر برافراختند

💡 او همیشه سعی می‌کند با تعریف کردن موفقیت‌های بزرگش و استفاده از کلمات قلمبه‌سلمبه، جلوی دوستانش غر انداختن را شروع کند تا توجه همه را جلب کند.

💡 آدم‌های مغرور که مدام در حال غر انداختن هستند، معمولاً نمی‌توانند از اشتباهات خود درس بگیرند و در نهایت با انزوای اجتماعی مواجه می‌شوند.

💡 در بحث‌های علمی، تلاش برای غر انداختن و نمایش دانش برتر به جای همکاری با دیگران، باعث تخریب فضای گفتگو و عدم پیشرفت گروه‌ها می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران